تبلیغات اینترنتیclose
عشق ( علی معلم )
پیچک (محمد علی معلم )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

عشق

 

 

بیا که از شب دوشین در اضطراب توام
چو صبح منتظر تیغ آفتاب توام


سپید بخت منا، حال تیره روزان بین
تو آفتابی و من شام در رکاب توام


چه پرسشی است، که چون سر به جیب در بردی؟
چنین نشسته در اندیشه ی جواب توام


به روی من بفشان زلف عنبر افشان را
که همچو باد صبا نشئه ی گلاب توام


درون هر رگ جانم چو برگ گل جاری ست
هنوز لذت آغوش پیچ و تاب توام


ز باده نوشی و مستی نمی کنم پرهیز
که همچو نرگس بیمار تو خراب توام


کتاب حکمت و دین را به آب می شستم
چو عشق نکته ای آموخت از کتاب توام


اگر چه نیست حسابی به کار اهل هنر
همیشه بنده ی الطاف بی حساب توام

تهران 1341

 

  علی معلم

برچسب ها : ,

موضوع : غزلیات 1 , | بازديد : 225