تبلیغات اینترنتیclose
چه ماتمی است...؟ ( علی معلم )
پیچک (محمد علی معلم )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

چه ماتمی است...؟

 

 

 

 ( در رثاء زلزله زدگان طبس )
مگر كه جغد خانه خواست از خدا
كه زود مستجاب شد دعای او
داوری وصال

غریو حادثه برخاست از تمام زمین
شب از کرانه ی سر گشتگی فرود آمد
و آسمان به زمین غریب فرمان داد
و ماتم از همه سو همچو سیل جاری شد
***
درخت ها همه از برگ و بر تهی گشتند
چو فصل شادی بدرود گفت با مرغان
و اشک درد شد از چشم های ما رویید
زمین به تهنیت مرگ بر گشود دهان
مصیبت از همه ی آسمان فرو بارید
مصیبت، با همه ی فصل ها یکی گردید
چه دردناک-
مصیبت یگانه شد با ما
و سایه های غریبانه ی شبان الیم
تمام حاشیه ی روز را فرو پوشاند
ز خشت خشت هزاران بنای گردون سای
- که جان پناه عزیز گیاه و انسان بود –
فغان مرگ به اشک ستارگان آویخت
***
کدام ناله ی مرگ آفرین زبانه گرفت
که آتشی شد و در سقف و بام خانه گرفت
کدام دست به نفرین بلند شد در شب
که سیل آتش بیداد در زمانه گرفت

چه ماتمی است
خدایا نمی کنم باور
کنار کالبد زن که مرده ...
نوزادش
- دریغ و درد که نوزاد رفته از یادش -
نهاده سر به گریبان مادر از پی شیر
ولی دگر، مگر از خون مرده گردد سیر
***
چه ماتمی ست
خدایا نمی کنم باور
هزار دست چو گلبوته های افسرده
هزار پای که بر سنگ نیستی خورده
پی گشودن راهی ز عمق تیره ی خاک
زده است سینه ی آوار مرگ زا را چاک
ولی دریغ که اقبال تیره رخ ننمود
دریغ کوشش بی منتهی رهی نگشود
***
چه ماتمی ست
خدایا نمی کنم باور
نشسته بر سر نعش عزیز خود مادر
گهی به روی زند پنجه و گهی بر سر
که ای زمانه چنین تلخ بر کسی مگذر
***
چه ماتمی ست
خدایا نمی کنم باور
 

* من اگرچه تبار خوروبیابانك را دارم، اما زمانی كه پدرم در فرهنگ طبس خدمت می كرد در این شهر زاده شدم و در آن بالیده ام و زلزله ویرانگری كه مردم طبس را به دست نیستی سپرد، بیشتر و بیشتر دل آزرده و مغموم ساخت. شعر بازتاب این احوال است.

 

علی معلم

برچسب ها : ,

موضوع : شعر نو, | بازديد : 406