تبلیغات اینترنتیclose
غزل شب ( علی معلم )
پیچک (محمد علی معلم )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

غزل شب

 

 

شب از کرانه فرود آمد و بر آب نشست
ستاره بر سر امواج چون حباب نشست


صدای باد میان درختها پیچید
هزار زورق بی بادبان بر آب نشست


زمان چو توده ی ابر گریز پایی بود
که در سکون و سکوت شب از شتاب نشست


ستاره ها همه پر پر شدند و افسردند
غبار شب چو به رخسار ماهتاب نشست


سئوال گمشده ای را به خواب می بردم
زمان در آمد و بر مسند جواب نشست


درخت نوری از اعماق تیرگی رویید
پرنده ای شد و بر قله های خواب نشست


تهران 1350

علی معلم

برچسب ها : ,

موضوع : غزلیات 4, | بازديد : 363